بگرداند ، براى او زندگى تنگ [ و سختى ] خواهد بود ، و روز قيامت او را نابينا محشور مىكنيم . * مىگويد : پروردگارا ! براى چه مرا نابينا محشور كردى ، در حالى كه [ در دنيا ] بينا بودم ؟ * [ خدا ] مىگويد : همين گونه كه آيات ما براى تو آمد و آنها را فراموش كردى اين چنين امروز فراموش مىشوى .
اين فقير دلشكسته در اين زمينه چنين سروده :
من عرشى آشيان مرغ الستم * كه عهد خويش را با حق شكستم
مرا در كوى جانان بود مأوا * چرا بر مشت خاكى پاى بستم
مى من از خُم عشق الهى است * چرا از عشق تن اين گونه مستم
كرامت بهر من در حقپرستى است * تفو بر من كه اكنون خود پرستم
مرا خواندست سوى خويش جانان * هنوز از قيد نفس دون نرستم
به من گفتا كه شيطان دشمن تست * ولى با دشمن پر كين نشستم
كنون اى جان جانان از ره لطف * عنايت كن كه من بىپا و دستم
قسم بر تو زغيرت دل بريدم * پس آنگه دل به الطاف تو بستم
به يمن عشق تو اى اصل عالم * سرافرازم اگر در ذات پستم
منم مسكين گداى رحمت تو * ز تو هستم به هر مسلك كه هستم
عرفا و سالكان طريق براساس آيات و روايات مىگويند :
پنج چيز مرد سالك رابه مقامات عاليه مىرساند :
1 - ترك آرزوها و امانى و قناعت به آنچه به او مىرسد .
2 - تواضع و افتادگى در برابر بزرگان جهت رسيدن به توفيقات ربّانى .
3 - ترك هواهاى نفسانى براى يافتن فيوضات الهى .
4 - دورى از اهل جهل و نادانى .
5 - تقوا و پرهيزكارى جهت رسيدن به مقامات ملكوتى و روحانى .