موسى بن جعفر عليه السلام از پدرش نقل مىكند كه خدا به موسى فرمود : به زيادى مال خوشحال مشو و يادم را در هيچ حالى فراموش مكن ، زيادى مال گناهانت را فراموشت مىدهد و ترك ياد من قلبت را سخت مىكند .
از آيات و روايات استفاده مىشود كه انسان نسبت به تأمين معيشتش نبايد بىتفاوت بماند و به بيكارى و سستى و تنبلى و تنپرورى تكيه كرده ، منتظر باشد امور زندگيش را ديگران اداره كنند كه تنپرورى و سربار مردم بودن از گناهان است .
و از طرفى انسان حق ندارد تمام همّت و نيرويش را در دنيادارى و دنياخواهى خرج كند و به ازدياد ثروت و مال پرداخته ، از حق و حقيقت باز بماند و از رسيدن به رشد و كمال و مقام والاى آدميّت محروم شود و در نتيجه به لعنت حق و عذاب الهى گرفتار آيد .
حق اين است كه انسان با نيروى خدا داده و با توجّه به حدود الهى و مقرّرات پاك پروردگار و به كار گرفتن دستورهاى اوليا ، دنبال كسب و كار رفته و خودش عهدهدار ادارهء امور معيشت خود و اهل و عيالش گردد .
انسان در مسير كسب و كار ، بايد سعى كند از حلال به دست آورد و به طور حلال خرج كند و مازاد آن را با خداى خود معامله كرده و به وسيلهء خرج كردن مال در راه خدا ، كسب آخرت آباد و رضوان الهى نمايد . خلاصهء مطلب اين كه انسان بايد در حدّ عفاف و كفاف تحصيل مال كند و در حدّ به دست آوردن آخرتى آباد مازاد مال را در راهى كه حضرت مولا دستور داده خرج كند و به عبارت ديگر ، از طرفى تاجر مال در حدّ عفاف و كفاف باشد و از طرف ديگر با همان مال ، تاجر و كاسب آخرتى هم چون آخرت انبيا و اوليا گردد .
انسان اگر بخواهد ، فقط تاجر دنيا و كاسب ثروت و مال باشد ، از نظر حق
عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 457
مساهمون: شيخ حسين انصاريان
ص٤٥٧