محكوم و از انسانيّت به دور است .
از رسول گرامى اسلام صلى الله عليه و آله در اين زمينه روايتى به اين مضمون نقل شده :
ما أُوحِىَ إِلَىَّ أَنْ اجْمَعِ الْمالَ وَكُنْ مِنَ التَّاجِرينَ وَلكِنْ أُوحِىَ إِلَىَّ أَنْ [
فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ وَ كُنْ مِنَ السَّاجِدِينَ * وَ اعْبُدْ رَبَّكَ حَتَّى يَأْتِيَكَ الْيَقِينُ ]
« 1 » . « 2 » به من وحى نشده مال جمع كن يا تاجر باش ، بلكه به من وحى شده « تسبيحگوى و حمد پروردگار بجاى آر و از سجدهكنندگان باش و خدا را تا رسيدن مرگ بنده باش » .
به سلمان گفتند : ما را وصيّت كن . گفت : اگر مىتوانيد در راه حج يا در جبههء جهاد ، يا در حال آباد كردن مسجد حق بميريد ، در حال تجارت مال و خيانت ، از دنيا نرويد .
آرى ، اگر تاجر از مرز عفاف و كفاف بگذرد و در راه زياد كردن و جمع ثروت افتد ، در حقيقت در ميدان حبّ دنيا كه رأس همهء گناهان است افتاده و دچار ظلم و فسق و فجور و خيانت خواهد شد و اگر در اين حال بميرد خائن به خدا و انبيا و امامان و خائن به نفس خويش مرده است .
راه مستقيم حق اين است كه انسان برابر با دستور خداوند ، هم كاسب مال باشد و هم كاسب فضيلت ؛ چه بهرههاى عظيمى كه انسان مىتواند از طريق خرج كردن مال در راه خدا به دست آورد و چه كارهاى خيرى از قبيل ساختن مسجد ، كتابخانه و مدرسه ، به مستمندان و آبروداران كمك كردن و . . . كه با مال مىتواند انجام دهد ؟
هامش
( 1 ) - حجر ( 15 ) : 98 - 99 .
( 2 ) - محجة البيضاء : 3 / 144 ، آداب الكسب والمعاش ، باب 1 ؛ بحار الأنوار : 69 / 47 ، باب 94 .