وخطرزاى مال كه در مرحلهء عملى و اخلاقى بروز مىكرد ، درامان بودند .
به عبارت ديگر اولياى حق و عاشقان دوست از تكاثر و جمع مال و ثروتاندوزى و فخر فروشى به مال و حرص و بخل و حسد و كبر و عجب درامان بودند و همهء دنيا و مال دنيا اگر منهاى حق بود براى آن بزرگواران پشيزى ارزش نداشت ؛ آنچه براى آنان مهم بود ، خواستهء مولا و رضايت دوست بود و آنان مال را به دستور محبوب به دست آورده و به دستور او در گردونهء خرج قرار مىدادند و هرگز دل به مال دنيا نمىبستند و در يك كلمه خادم و خدمت گزار و نوكر مال نبودند ، بلكه مال براى آنان بهترين خدمت گزار در راه حق بود .
اينان با اين دل پاكى كه داشتند و با آن چشم بصيرتى كه به توفيق الهى به مال دنيا مىنگريستند ، زندگى را بر خود آسان نموده و كمترين چشم داشتى به كسى نداشتند ، خواستهء آنان بسيار كم و حاجاتشان فوق العاده سبك بود .
چه زيبا سروده عارف وارسته مرحوم الهى قمشهاى در ترجمهء « حاجاتُهُمْ خَفيفَةٌ » كه در خطبهء متّقين اميرالمؤمنين عليه السلام آمده :
نكويان جهان از بىنيازى * نمىگيرند عالم را به بازى
سبكبار اندر اين دار مجازند * به كمتر مايه آنان بىنيازند
نياز جسم و جان را برده از ياد * به ناز دلبر خود گشته دلشاد
به جز خالق كه از كل بىنياز است * خلايق را به يكديگر نياز است
جهان را سهل گير ار هوشمندى * منه بر پاى خود از حرص بندى
تويى مرغ سبك پرواز هشيار * در اين ره رو چو آگاهان سبك بار
سبك بارى نشاط اين جهان است * قناعت بىگمان گنج نهان است