و بدون شك ، منظور از ذكر كه در قرآن و روايات به آن سفارش شده اين گونه ذكرى است :
عَنْ أَبى عَبْدِاللّهِ قالَ : مِنْ أَشَدِّ ما فَرَضَ اللّهُ عَلى خَلْقِهِ ذِكْرُ اللّهِ كَثيراً . ثُمَّ قالَ : لا أَعْنى سُبْحانَ اللّهِ وَالْحَمْدُ للّهِ وَلا إله إلّااللّهُ وَاللّهُ أكبَرُ وَإِنْ كانَ مِنْهُ ، وَلكِنْ ذِكْرُ اللّهِ عِنْدَ ما أَحَلَّ وَحَرَّمَ فَإِنْ كانَ طاعَةٌ ، عَمِلَ بِها وَإِنْ كانَ مَعْصِيَةٌ ، تَرَكَها « 1 » .
امام صادق عليه السلام فرمود : از شديدترين برنامههايى كه خداوند بر انسان فرض كرده ، زياد ياد خدا بودن است . سپس فرمود : و منظور از ياد خدا بودن ، گفتن سبحان اللّه والحمداللّه ولا إله إلّااللّه واللّه اكبر نيست ، گرچه اين هم جزء ياد خداست ، ولى به حقيقت ياد خدا بودن به وقت برخورد به حلال و حرام خداست ، اگر انجام كار اطاعت از خداست ، انجام دهد و اگر معصيت است ، آن را ترك كند .
معانى ذكر در كتاب حضرت حق
1 - قرآن مجيد
كلمهء ذكر گاهى به معناى قرآن مجيد آمده است . قرآنى كه يادآور حلال و حرام خدا و دستورات سعادتبخش و انسانساز الهى براى مردم است .
قرآنى كه انسان را به بهترين راه هدايت كرده و ضامن خير دنيا و آخرت است .
قرآنى كه بشر را از تاريكى به نور ، از گمراهى به هدايت ، از ذلّت به عزّت ، از مرض به سلامتى ، از نادرستى به درستى مىبرد .
قرآنى كه شفاى تمام امراض روحى و فكرى است و در مسير زندگى انسان چراغ
هامش
( 1 ) - الكافى : 2 / 80 ، باب اجتناب المحارم ، حديث 4 ؛ بحار الأنوار : 68 / 204 ، باب 65 ، حديث 9 .