و كافران چون قرآن را شنيدند ، نزديك بود تو را با چشمانشان بلغزانند [ و از پاى درآورند ] و مىگويند : بىترديد او ديوانه است !
با توجّه به اين گونه آيات در قرآن مجيد ، بايد گفت : دلى كه با كتابِ خدا سروكار دارد ، قلبى كه از نور قرآن مجيد روشن شده ، قلبى كه براى معالجهء امراض خود از قرآن استفاده كرده به ميدان ذكر راه يافته و قلبى است كه در جايگاه بلندى قرار دارد . مگر جايى بلندتر از قرآن مجيد از نظر معنوى وجود دارد ؟ با توجه به اين مطالب جملهء :
فَرَفْعُ الْقَلْبِ فى ذِكْرِ اللّهِ ،
به اين معناست كه بلندى مرتبهء قلب ، در سايهء بهرهگيرى او از قرآن است .
مردم نشسته فارغ و من در بلاى دل * دل دردمند شد ز كه جويم دواى دل
از من نشان دل طلبيدند بىدلان * من نيز بىدلم چه نوازم نواى دل
رمزى بگويمت زدل ار بشنوى به جان * بگذر زجان تا كه ببينى لقاى دل
گر در دل تو جاى كسى هست غير او * فارغ نشين كه هيچ نكردى به جاى دل
كيخسرو آن كسى است كه حال جهان بديد * از نور جام روشن گيتى نماى دل
چون آفتاب عشق برآمد تو بنگرى * جانها چو ذرّه رقصكنان در هواى دل
نقد تو زير سكّه معنى كجا نهند * چون آهن تو زر نشد از كيمياى دل