ذكر شود كه چون دل به شهوات آكنده بود ، ذكر از وى ممكن نشود و در وى اثر نكند .
و مقصود از حج كه زيارت خانه خداست ، ذكر خداوند خانه است و تهييج شوق به لقاى وى .
پس سرّ و لباب همهء عبادات ذكر است ، بلكه اصل مسلمانى كلمهء « لا إله إلّا اللّه » است و اين عين ذكر است و همهء عبادات ديگر تأكيد اين ذكر است .
و ياد كردن حق تعالى تو را ثمرهء ذكر توست و چه ثمرهاى بزرگتر از اين ؟ و براى اين گفت :
[
فَاذْكُرُونِي أَذْكُرْكُمْ ]
« 1 »
.
پس مرا ياد كنيد تا شما را ياد كنم .
و اين يادكردن بر دوام مىبايد و اگر بر دوام نبود در بيشتر احوال در فلاح بسته است و براى اين گفت :
[
وَ اذْكُرُوا اللَّهَ كَثِيراً لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ ]
« 2 »
.
و خدا را بسيار ياد كنيد تا رستگار شويد .
شروط ذكر
اهل سلوك ارزش بسيارى براى ذكر قايل شدهاند و براى آن شروط بسيارى بيان كردهاند و اين دليل اهميت دادن به اين موضوع است كه از بهترين راههاى تأثير در قواى فكرى و عقلى و تلقين به نفس و ذهنى ساختن و ايجاد ملكهء توجه كامل
هامش
( 1 ) - بقره ( 2 ) : 152 .
( 2 ) - جمعه ( 62 ) : 10 .