اين حال پيدا شود كه فكر بد يا تلقين شيطانى به قلب او راه نيابد و چون خدا را در همه حال و همهجا حاضر وناظر بيند كمتر به دام هواى نفس اسير شود .
جنيد بغدادى ، مريدى داشت كه او را از همه عزيزتر مىداشت . ديگران را غيرت آمد . شيخ به فراست بدانست ، گفت : ادب و فهم او از همه زيادت است ، ما را نظر بر آن است ، امتحان كنيم تا شما را معلوم شود .
فرمود : تا بيست مرغ آوريد و گفت : هر مريدى يكى را برداريد و جايى كه كس شما را نبيند بكشيد و بياوريد ، همه برفتند و بكشتند و باز آمدند ، الّا آن مريد كه مرغ زنده بياورد . شيخ پرسيد : چرا نكشتى ؟ گفت : از آن كه شيخ فرموده بود كه جايى بايد كه كس نبيند و من هرجا كه مىرفتم حق تعالى مىديد . جنيد گفت :
ديديد كه فهم او چگونه است و از آن ديگران چگونه ؟ ! همه استغفار كردند .
حارث محاسبى گفته :
مراقبت ، علم دل است در قرب حق تعالى .
حاصل آن كه : حال مراقبت آن است كه حسن بن على دامغانى گفته :
« عليكم بحفظ السرائر ، فانه مطلع على الضمائر » .
دوّم حال مراقبه آن است كه : سالك در حال مراقبه ، كاينات را فراموش كند ؛ يعنى به حالى باشد كه در آن حال وجود و عدم دنيا براى او يكسان باشد و چنان مراقب باشد كه جز خدا هيچ چيز در ذهن و فكر او نباشد .
احمد بن عطا گفت :
« خيركم من راقب الحق بالحق فى فناء مادون الحق » .
بهترين شما كسى است كه حق را به حق مراقبت كند ، با توجه به اين كه مادون او را فنا و عدم محض بداند .
شيخ كبير ابو عبداللّه محمّد بن الخفيف گفته :
عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 187
مساهمون: شيخ حسين انصاريان
ص١٨٧