مراقبت بر اين كه خداى مهربان در همه حال ناظر وضع روحى بندگان و اعمال و اخلاق عبّاد است . مراقبت بر اجراى فرمانهاى سعادتبخش حق در همهء جوانب حيات . مراقبت بر اين كه هواى نفس و شيطانهاى داخلى و خارجى انسان را از جادهء الهى منحرف نكنند .
معناى مراقبت در كلام بزرگان
فيلسوف بزرگ ، مرحوم علّامهء طباطبايى مىگويد :
يكى از اهمّ چيزهايى كه در راه سير و سلوك و در حكم ضرورتى از ضروريّات آن است همانا امر مراقبه است .
سالك بايد از اوّلين قدم كه در راه مىگذارد تا آخرين قدم ، خود را از مراقبه خالى ندارد و اين از لوازم ختميّه سالك است . بايد دانست كه مراقبه داراى درجات و مراتبى است ، سالك در مراحل اوليه يك نوع مراقبهاى دارد و در مراحل ديگر انواع ديگرى .
هرچه رو به كمال مىرود و طىّ منازل و مراحل كند ، مراقبه او دقيقتر و عميقتر خواهد شد ، به طورى كه آن درجات از مراقبه را اگر بر سالك مبتدى تحميل كنند از عهدهء آن برنيامده و يك باره بار سلوك را به زمين مىگذارد ، يا سوخته و هلاك مىشود ، ولى رفته رفته در اثر مراقبه در درجات اوليه و تقويت در سلوك مىتواند مراتب عاليه از مراقبه را در مراحل بعدى بجاى آورد و در اين حالات بسيارى از مباحات در منازل اوليه بر او حرام و ممنوع مىگردد .
در اثر مراقبه شديد و اهتمام به آن ، آثار حبّ و عشق در ضمير سالك هويدا مىگردد ؛ زيرا عشق به جمال و كمال على الاطلاق ، فطرى بشر بوده و با نهاد او عجين شده و در ذات او به وديعت گذارده شده است ، ليكن علاقه به كثرت و حبّ