آرى ، غفلت از خدا و بىتوجهى به آخرت و فراموشى حقايق و دورى از صفات عالى انسانى ، آدمى را - مرحوم ملا احمد نراقى در اشعار بالا فرمود - گرفتار دام خطر كرده و دست انسان را از دامن سعادت جدا خواهد كرد .
در كتاب با ارزش « نهج البلاغة » نقل شده است كه :
جنازهاى را به گورستان مىبردند ، حضرت اميرالمؤمنين على عليه السلام شنيد مردى مىخندد ، خندهاى كه ناشى از غفلت بود . فرمود : گويا مردن بر غير ما نوشته شده و خيال مىكنى كه حق در اين دنيا بر غير ما لازم گشته و مىپندارى مردههايى كه مىبينيم مسافرانى هستند كه به زودى به سوى ما بازمىگردند ، ايشان را در قبرهايشان مىگذاريم و اموالشان را مىخوريم مثل اين كه ما پس از آنها جاويد خواهيم ماند . واى بر ما ، مرگ مردم كه براى ما پند و عبرت است فراموش كردهايم و به هر آفت و زيانى گرفتار آمدهايم .
خوش به حال كسى كه نفسش رام شد و عمل و كردارش پاك و شايسته و قصدش پسنديده و اخلاقش نيكو گشت و زيادى مالش را در راه خدا صدقه داد و زيادهگويى زبانش را مهار نمود ، از آزار مردم خوددارى كرد و سنّت پيامبر صلى الله عليه و آله بر او سخت نيامد و به بدعت نسبت داده نشد « 1 » .
مراقبت
بيان شد كه يكى از مهمترين علل خطر براى حيات دنيا و آخرت ، غفلت است .
بيداران راه و عاشقان اللّه تنها دارويى كه براى معالجهء اين درد هولناك معرفى مىكنند ، حال مراقبت است .
هامش
( 1 ) - نهج البلاغة : حكمت 122 ؛ بحار الأنوار : 78 / 268 ، باب 7 ، حديث 27 .