[
ذلِكَ أَنْ لَمْ يَكُنْ رَبُّكَ مُهْلِكَ الْقُرى بِظُلْمٍ وَ أَهْلُها غافِلُونَ ]
« 1 »
.
اين [ فرستادن پيامبران ] براى اين است كه پروردگارت مردم شهرها و آبادىها را در حالى كه اهلشان [ پيش از آمدن پيامبران ] بىخبر [ از توحيد و معاد و حقايق ] باشند ، از روى ستم هلاك نمىكند .
در توضيح اين آيه بايد گفت : غفلت ملّتها بر دو قسم است :
اوّل : غفلت قبل از بعثت پيامبران و نزول كتب آسمانى . البتّه اين غفلت كه معلول عدم ارسال و انزال كتب است ، مايه عذاب و هلاك نيست ؛ زيرا قاعدهء ريشهدار عقلى قبح عقاب بلا بيان ، به اين معنى توجه مىدهد كه خداوند بزرگ در حالى كه خواستههايش را به ملّتى اعلام نكرده باشد ، آنان را مسؤول ندانسته و به خاطر عدم طاعت ، عذاب نمىكند .
دوّم : غفلت بعد از نبوت انبيا و امامت امامان است . در حالى كه انبياى خدا با بيّنات و معجزات ، صدق ادعاى خود را ثابت مىكنند و براى خير دنيا و آخرت بشر از اعلام فرهنگ خدا تا آخرين نفس دست برنمىدارند ، اما ملّتها به خاطر شهوتپرستى با آنان به ستيز برخاسته و به قبول قواعد الهى تن نمىدهند و به زندگى سراسر غافلانهء خود ادامه مىدهند ، البته مستحق عذابند و اين حقيقتى است كه از مفهوم آيهء شريفه استفاده مىشود .
آرى ، با بودن انبيا و امامان و كتب الهى و فقيهان جامع الشرايط ، بىخبر از فرهنگ حق زيستن مولد تمام مفاسد و پليدىها و معاصى و تجاوزات است و سنّت الهى بر اين قرار گرفته كه ملتهاى فاسد و مجرم به علت فساد و جرمشان به هلاكت برسند .
انسانهاى پستتر از حيوان
وَ لَقَدْ ذَرَأْنا لِجَهَنَّمَ كَثِيراً مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لا يَفْقَهُونَ بِها وَ لَهُمْ
هامش
( 1 ) - انعام ( 6 ) : 131 .