ايمانى و عملى و اخلاقى پس از پيامبر صلى الله عليه و آله در تمام ادوار خلقت بىنظير است ، چنان فانى در او مىشود كه خود را ذليل ، فقير ، ضعيف ، ميّت و فانى مىداند و اين پرثمرترين حالتى است كه انسان نسبت به حق پيدا مىكند و اين مرحله حق اليقين است .
البته با تدبّر در آيات قرآن و روايات معلوم مىشود كه انسان از طريق علم اليقين به مرتبه عين اليقين و از عين اليقين به مرحله حق اليقين مىرسد . در علم اليقين فعاليّت مغزى و عقلى دخالت دارد و در عين اليقين فعاليت قلب و در حقاليقين جذبهء الهى و عنايت خداوندى كه همان كشش معشوق به عاشق است مىباشد .
اگر از جانب معشوق نباشد كششى * كوشش عاشق بيچاره به جايى نرسد « 1 »
قرآن و مسئله يقين
وَكَذلِكَ نُرِى إِبْرَاهِيمَ مَلَكُوتَ السَّماوَاتِ وَالأَرْضِ وَلِيَكُونَ مِنَ الْمُوقِنِينَ ] « 2 » .
و اين گونه فرمانروايى و مالكيّت و ربوبيّت خود را بر آسمانها و زمين به ابراهيم نشان مىدهيم تا از يقينكنندگان شود .
حضرت ابراهيم عليه السلام دريافت كه ربى در عالم و مالك و كارگردانى در هستى به جز حضرت او نيست . او يافت كه نظام جهان متّكى به اراده اوست و كلمه كُنْ كه فعل وجود مقدس آن جناب است در اين عرصهء هستى حاكم است ، در چنين دريافتى به هيچ وجه شك و ترديد راه ندارد و از اين راه انسان مراتب يقين را طى كرده تا به مقام تسليم و رضا و فنا فى اللّه و بقاء باللّه مىرسد اين آيه نمايانگر يقين
هامش
( 1 ) - حافظ .
( 2 ) - انعام ( 6 ) : 75 .