به ما رسيده و نيز قبول آخرت و احوال روز قيامت و بهشت و جهنّم وهرچه كه متعلّق به فرد است مىباشد .
و نيز ايستادگى و پابرجايى بر امورى است كه بندگان به آن هدايت مىشوند و يقين آنان تقويت مىگردد .
درجه دوّم عين اليقين است و آن بىنيازى انسان از يافتن واقعيّت به كمك استدلال است و بىنيازى انسان از خبر ، به وسيلهء ديدن است و پاره شدن حجاب علم به مشاهده واقعيّت است .
سپس در شرح مىفرمايد :
عين اليقين شهود اشياء به كشف است ، به همانطور كه اشياء هستند و اين گونه مشاهده با كمك فطرت پاك و قلب سليم است و در صورت پاك شدن عالم جان از غبار گناه و كدورت شك و ترديد ميسّر است . منظور از حجاب علم هم معلوم است كه گاهى انسان ، صورتى مطالب با واقع در ذهن خود تصوّر مىكند و در حالى كه شىء غايب از او است ؛ ولى در صورت حضور شىء در برابر انسان و انعكاس آن شىء برابر در قلب اين عين اليقين است .
درجهء سوم حق اليقين است و آن تلألؤ نور صبح كشف است ، سپس راحت شدن از سنگينى تعيّن بر دوش جان سپس فنا در حق اليقين .
آنگاه در شرح اين مطلب مىفرمايد : حق اليقين به تحقّق به حقيقت علم حق است با فنا از بود خود و علم خود ، به اين معنى كه تجلّى نور حقيقت است بر ظلمت منيّت انسان ، به طورى كه انسان بر اثر آن تجلّى از ميان برخيزد ، چون از ميان برخاست و خودى برجاى نماند از سنگينى بار يقين رها مىشود ؛ زيرا قبل از آن تجلّى موجودى بود آراسته به صفت يقين ، ولى اكنون وجودى نمانده كه حامل صفت يقين باشد و متحمّل حقيقى كه يقين بر او بار كرده ، بلكه به جايى رسيده كه دست حق و گوش حق و چشم حق و علم حق و راه حق و قدم حق شده و او نيست
عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 387
مساهمون: شيخ حسين انصاريان
ص٣٨٧