ابراهيم عليه السلام به حضرت اوست .
[
وَ بِالْآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ ]
« 1 »
.
و به آخرت ايشان يقين دارند .
يعنى در برپايى ، آن جاى كه براساس عدل الهى و نظام متقن حركت در اجزاى هستى است ، كمترين شك و ريبى ندارند .
[
وَ فِي الْأَرْضِ آياتٌ لِلْمُوقِنِينَ ]
« 2 »
.
در زمين براى اهل يقين نشانههايى [ بر توحيد ، ربوبيت و قدرت خدا ] ست .
آرى ، انديشمندان و متفكّران به هنگامى كه در آثار الهى در پهنهء زمين ، در خشكىها و درياها فكر مىكنند و به اين نتيجه مىرسند كه بدون خالقى عادل ، عالمى حكيم ، امكان پيدايش و فعاليت ذرّهاى وجود ندارد .
انديشمندان از تفكّر در صُنْع الهى چنين نتيجه مىگيرند كه زمين انبار موادى براى موجودات زنده است ، موادى كه قدرت ، انسانها و ماشينهاى حساب ، از شمارش آن عاجز است ؛ چه رسد به تحقيق در تمام شؤون هر ذرّهاى از ذرّات اين مواد بىحساب .
مسئلهء جوّ زمين كه دربارهء آن هزاران كتاب نگاشته شده است ، معادن زمين كه دربارهء آن ميليونها جزوه و كتاب منتشر شده است ، خشكىها ، تپهها ، كوهها ، چشمهها ، رودخانهها ، صحراها ، جزيرهها ، درياچهها ، درياها ، اقيانوسها و عجايبى كه در اقيانوسها وجود دارد و . . . همه اين آثار ، حركت دهندهء انسان به سوى يقيناند و به سوى مراتب يقين تا جايى كه از انسانها افرادى بزرگ
هامش
( 1 ) - بقره ( 2 ) : 4 .
( 2 ) - ذاريات ( 51 ) : 20 .