مواردى از سوء عاقبت در قرآن
قرآن مجيد به سوء عاقبت افرادى از امم گذشته و بعضى از افراد مسلمان اشاره كرده و از مردم مىخواهد از داستان اينان عبرت گرفته و به مواظبت و مراقبت خويش توجه داشته ، و خود را از افتادن در ننگ سوءِ عاقبت حفظ كنند .
برصيصاى عابد
[
كَمَثَلِ الشَّيْطانِ إِذْ قالَ لِلْإِنْسانِ اكْفُرْ فَلَمَّا كَفَرَ قالَ إِنِّي بَرِيءٌ مِنْكَ إِنِّي أَخافُ اللَّهَ رَبَّ الْعالَمِينَ ]
« 1 »
.
[ داستان منافقان كه كافران از اهل كتاب را با وعدههاى دروغ فريفتند ] چون داستان شيطان است كه به انسان گفت : كافر شو . هنگامى كه كافر شد ، گفت :
من از تو بيزارم ، من از خدا كه پروردگار جهانيان است ، مىترسم .
اكثر مفسرين قرآن عقيده دارند ، اين آيه نمايشگر سوء عاقبت مردى از بنىاسرائيل به نام برصيصا است .
داستان او بدين قرار است :
مدتى طولانى خداى بزرگ را بندگى كرد ، اين بندگى و عبادت كارش را به جايى رساند كه صاحب نفس شد و نسبت به پارهاى از امور ، داراى بصيرت گشت .
آنان كه دچار مرض اعصاب و حالات غير عادى روانى مىگشتند معالجه مىكرد و از اين راه شهرتى بهسزا يافت .
زنى صاحب جمال و داراى اصل و نسب و اصالت خانواده به چنان مرضى
هامش
( 1 ) - حشر ( 59 ) : 16 .