راحتى از آن وارد شوى ؛ چون احسان به آدم اندوهناك و امنيّت به آدم فرارى وحشتزده ، نزديك است . چه بسا كه دگرگونى و گرفتارىها نوعى تنبيه خداوند باشد و بهرهها مرحله دارند ، پس براى چيدن ميوههاى نارس شتاب مكن كه به وقت آن را خواهى چيد . بدان : آن كه تو را تدبير مىكند ، بهتر مىداند كه چه وقت بيشتر مناسب حال توست ، پس در همهء كارهايت به انتخاب او اعتماد كن تا حال و روزت سامان گيرد . قبل از وقت نيازهايت ، شتاب مكن كه در اين صورت دل و جانت تنگ مىشود و نااميدى تو را فرا مىگيرد . « 1 » اگر كسانى چنين مىپندارند كه توجّه به عالم اسباب و عوامل طبيعى با روح توكّل و اعتماد ناسازگار است ، سخت در اشتباهند ؛ زيرا جدا كردن اثرات عوامل طبيعى از ارادهء خدا و حكمت او شرك محسوب مىشود . مگر نه اين است كه عوامل طبيعى نيز هر چه دارند از او دارند و همه به اراده و فرمان اوست . و علاوه بر اين ، اعتماد به خداوند ، آدمى را از وابستگىها كه سرچشمهء ذلّت و بردگى است نجات مىدهد و به او آزادگى و اطمينان مىبخشد . از اين رو ريشه و فلسفهء توكّل و تفويض قناعت و عزّت نفس ، مشترك است .
حتى در برخى روايات درجهء تفويض يعنى واگذار نمودن كارهاى خويش به خدا ، برتر از مرتبهء توكّل است ؛ زيرا انسان در توكّل ، خدا را وكيل خود قرار مىدهد ولى بر امور خود نظارت و مديريت مىكند ، اما در مقام تفويض هر تقدير و سرنوشتى را به طور مطلق به خدا مىسپارد و خود هيچ نظرى ندارد .
به هر حال ، بايد نهايت كوشش و تلاش خود را در كارها به كار گيرد و در برابر مشكلات و سختىها وحشت نكند و دلسرد نشود بلكه با قوّت و اميد كار خود را به
هامش
( 1 ) - بحار الأنوار : 75 / 379 ، باب 29 ؛ ذيل حديث 4 ؛ أعلام الدين : 313 .