اگر اندوه لحظهاى از دلهاى عارفان كنار رود ، ناله از سويدا برآرند و اگر در دلهاى ديگران نهاده شود آن را خوش ندارند .
روايت شده كه :
أَنَّ دَاوُدَ قالَ : إلهى أَمَرْتَنى أَنْ أُطَهِّرَ وَجْهِى وَ بَدَنى وَ رِجْلى بِالْماءِ فَبِماذا اطَهِّرُ لَكَ قَلْبى ؟ قالَ : بِالْهُمُومِ وَ الْغُمُومِ . « 1 »
داود در مناجات خويش عرض كرد : خداى من ! فرمانم دادى كه چهره و بدن و پاهايم را با آب بشويم ، دلم را با چه بشويم ؟ فرمود : با غمها و اندوهها .
امام باقر عليه السلام مىفرمايد : در كتاب حضرت على عليه السلام خواندم كه :
مؤمن بامدادان و شامگاه را به اندوه مىگذراند و جز اين به صلاح او نيست . « 2 »
شناخت انسان نسبت به حوادث دنيا
بنابراين انسان نسبت به حوادث دنيا ، دو گونه شناخت يا برداشت پيدا مىكند :
الف - دنيا محل خوشگذرانى و استراحت است . و همه چيز پيوسته مطابق ميل و مراد ، به راحتى و خوبى برقرار مىباشد . اين طرز بينش سبب پيدايش ناملايمات و بلاها و اندوههايى در انسان مىشود كه بسيار شكننده و تلخ خواهد بود .
ب - جهان دار بلا و امتحان و مشكلات است و هيچ چيزى پايدار و پابرجا نمىماند . صاحب اين بينش دنيا را چنين شناخته و هرگز به خاطر درد و بلا و كمبود محزون و اندوهناك نمىشود و حزن و اندوه را وسيلهء رسيدن به كمال و جمال مىداند ؛ چنين انسانى بدون اعتراض و رضايت و خشنودى به تقديرات الهى ، به راحتى مىتواند تلخىها را تحمّل كند .
هامش
( 1 ) - بحار الأنوار : 70 / 157 ، باب 125 ، ذيل حديث 3 ؛ الدعوات ، راوندى : 56 ، حديث 142 .
( 2 ) - بحار الأنوار : 69 / 73 ، باب 97 ، حديث 3 ؛ التمحيص : 44 ، حديث 55 .