از اين رو بر پايهء نگرش محقّقان اسلامى ، انسان موجودى ابدى و لايزالى بوده و حيات هميشگى دارد و تمام سعادت او تكامل بُعد غيرمادى او مىباشد كه به تدريج از مرحلهء تعلّق به بدن گرفته تا به اوج خود كه همان تجرّد تام است ، برسد و اگر جز به سوى اين مرحله قدم بردارد زيانكار گرديده است هر چند اين راه ، دشوار و روندگان آن بسيار اندك هستند .
اگر به دستورهاى خداوند كه هماهنگ با ذات انسانى و پيشرفت و آيندهنگرى او مىباشد دقيق عمل شود ، او را خوشبخت خواهد كرد والّا بنابر فرمايش امام سجّاد عليه السلام انسان در اثر تباه كردن خود خوار مىشود و عمل ناپسند ، او را هلاك و پست مىكند .
تفسيرى بر كلمهء اسراف
اگر مىخواهيم انسانيّت انسان از بين نرود بايد از اسراف بر نفس پرهيز كنيم و اسراف همان تجاوز از حدّ و قانون آفرينش و قانون تشريع است .
اين نيز روشن است كه در يك نظام صحيح هر گونه تجاوز از حدّ موجب فساد و از هم گسيختگى مىشود ، به تعبير ديگر سرچشمهء فساد اسراف است و نتيجهء اسراف فساد است .
البته اسراف معانى گستردهاى دارد .
گاهى به معنى سادهء آن مانند خوردن و آشاميدن :
كُلُواْ وَاشْرَبُواْ وَلَا تُسْرِفُواْ » « 1 »
بخوريد و بياشاميد و اسراف نكنيد .
گاهى در انتقامگيرى و قصاص بيش از حد :
هامش
( 1 ) - اعراف ( 7 ) : 31 .