از تو درخواست مىكنم ؛ درخواست كسى كه آرزو بر او چيره شده و هوى و هوس او را به فتنه انداخته ، و دنيا بر او مسلّط گشته ، و مرگ بر سرش سايه انداخته . از تو درخواست مىكنم ؛ درخواست كسى كه گناهانش را بسيار و فراوان شمرده ، و به خطايش اعتراف كرده ؛ درخواست كسى كه پروردگارى جز تو و سرپرستى غير تو ، و نجات دهندهاى از تو و پناهگاهى از تو جز به سوى تو ندارد .
خوارى در اسراف بر نفس
امام سجّاد عليه السلام در اين فراز از دعا ، سرنوشت انسان را از ديدگاه الهى مورد بحث قرار داده و به تمامى دانشمندان و محقّقان جهان مىفهماند كه انسان حقيقتى دارد فراتر از مادّه جسم و آن روح متعالى انسان است ، بر خلاف مادىگرايان كه فقط انسان را در محدوده جسم و مادّه مىبينند .
آرى ، از منظر الهى نيك بختى و هلاكت چيزى است غير از ديدگاه مادّى گرايان كه معتقدند : در اين دنيا هر كه آزادتر باشد و آزادانه عمل كند و زرنگتر و چابكتر باشد و در اشباع قواى حيوانى خود تلاش كند ، در زندگى موفّق و پيروز و خوشبخت شده است .
ديدگاه الهى ارزش انسان و انسانيّت را فراتر و والاتر از اين چيزهاى زودگذر دنيوى و مادّى مىداند و انسان را در مدار قانون الهى و در محضر بارى تعالى مىبيند و سعى و تلاش و همّتش اين است كه از اين قانون تجاوز نكرده و در مسير حق قدم بردارد .
بنابراين : اختلاف اين دو گروه در اصل ساختار انسانيّت است كه انسان چه حقيقتى دارد ، روشن است كه بر اساس شناختها از گوهر انسانى ، مفهوم سعادت و محروميّت فرق مىكند .