وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسنَ وَ نَعْلَمُ مَا تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُهُ وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ » « 1 »
همانا انسان را آفريديم و همواره آنچه را كه باطنش [ نسبت به معاد و ديگر حقايق ] به او وسوسه مىكند ، مىدانيم ، و ما به او از رگ گردن نزديكتريم .
افزون بر اين ، مؤمنان ، براى هيچ كس در عالم ، جز خدا استقلالى در كار معتقد نيستند ، حتى دربارهء پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله كه از هر ولىّ و ملكِ مقرّبى برتر است ، معتقدند كه بدون مشيّت خدا ، مالك هيچ نفع و ضررى براى خود - چه رسد به ديگران - نيست :
قُل لَّآأَمْلِكُ لِنَفْسِى ضَرًّا وَ لَانَفْعًا إِلَّا مَا شَآءَ اللَّهُ لِكُلّ أُمَّةٍ أَجَلٌ إِذَا جَآءَ أَجَلُهُمْ فَلَا يَسْتْخِرُونَ سَاعَةً وَ لَايَسْتَقْدِمُونَ » « 2 »
بگو : من براى خود قدرت دفع زيان و جلب سود ندارم ، مگر آنچه را كه خدا بخواهد ؛ [ وظيفهء من فقط ابلاغ پيام خداست ] براى هر امتى سرآمدى معين و اجلى محدود است ، هنگامى كه اجلشان سرآيد ، نه لحظهاى پس مىمانند و نه پيش مىافتند .
و فرشتگان مقرّب الهى را مطيع محض او مىدانند كه بدون اذن و امر او گفتار و كردارى از خود ندارند :
لَا يَسْبِقُونَهُبِالْقَوْلِ وَ هُم بِأَمْرِهِ يَعْمَلُونَ » « 3 »
در گفتار بر او پيشى نمىگيرند ، و آنان فقط به فرمان او عمل مىكنند .
مؤمنان معتقدند چنان كه همهء آفرينش هستى و تدبير عالم به دست خداست :
هامش
( 1 ) - ق ( 50 ) : 16 .
( 2 ) - يونس ( 10 ) : 49 .
( 3 ) - انبياء ( 21 ) : 27 .