به ملك صبر و قناعت يگانه سلطان باش * طمع مدار ز اهريمنان سليمان باش
ز آتش غضب و آب كبر و باد غرور * بپوش ديده و با خاك راه يكسان باش
به همّت قوى و كارهاى شايسته * براى مردم عالم مثال و ميزان باش
اگر ز گردش ايّام ايمنى خواهى * به درد مردم درمانده عين درمان باش
تو را ز تربيت جسم حاصلى نبود * به فكر تربيت و پروريدن جان باش
مشو فكار از اين روزگار ناهموار * براى پست و بلند زمانه سوهان باش
اگر مطيع رسول خدا نمىباشى * تو را به جان على پس مطيع وجدان باش
چنان كه فكر زمستان كنى به تابستان * به كار خويش دمى هم به فكر پايان باش
به باغ علم و ادب آشيان گزين رنجى * ميان اهل سخن بلبل خوش الحان باش
( رنجى )
ارزش توبه در دنيا
حكايت توبه و ندامت انسان ، يك قدمت تاريخى طولانى از آغاز ظهور آدم و حوّا عليهما السلام بر عرصهء گيتى دارد . او و همسرش به خاطر يك خطاى غفلتآميز كه از سوى ابليس به آنان وسوسه شد به حسرت و محروميّت از بهشت و بهرههاى معنوى گرفتار شدند و پشيمانى عجيبى وجودشان را فرا گرفت .
حضرت على عليه السلام حقيقت ماجرا را چنين شرح مىفرمايد :
ثُمَّ اسْكَنَ سُبْحانَهُ آدَمَ داراً ارْغَدَ فيها عيشَتَهُ وَ آمَنَ فيها مَحَلَّتَهُ وَ حَذَّرَهُ ابْليسَ وَ عَداوَتَهُ . فَاعْتَرَّهُ عَدُوُّهُ نَفاسَةً عَلَيْهِ بِدارِ الْمُقامِ وَ مُرافَقَةِ الْأَبْرارِ فَباعَ الْيَقينَ بِشَكِّهِ ، وَ الْعَزيمَةَ بِوَهْنِهِ وَ اسْتَبْدَلَ بِالْجَذَلِ وَجَلًا وَ بِالْإغتِرارِ نَدَماً ثُمَّ بَسَطَ اللَّهُ سُبْحانَهُ لَهُ فى تَوْبَتِهِ وَ لَقَّاةُ كَلِمَةَ رَحْمَتِهِ وَ وَعَدَهُ الْمَرَدَّ الى جَنَّتِهِ فَاهْبَطَهُ الى دارِ الْبَلِيَّةِ