[ فَلَوْ لَا الْمَوَاقِفُ الَّتِي أُؤَمِّلُ مِنْ عَفْوِكَ الَّذِي شَمِلَ كُلَّ شَيْءٍ لَأَلْقَيْتُ بِيَدِي وَ لَوْ أَنَّ أَحَداً اسْتَطَاعَ الْهَرَبَ مِنْ رَبِّهِ لَكُنْتُ أَنَا أَحَقَّ بِالْهَرَبِ مِنْكَ وَ أَنْتَ لَا تَخْفَى عَلَيْكَ خَافِيَةٌ فِي الْأَرْضِ وَ لَا فِي السَّمَاءِ إِلَّا أَتَيْتَ بِهَا وَ كَفَى بِكَ جَازِياً وَ كَفَى بِكَ حَسِيباً ]
و اگر نبود محلها و جايگاههايى كه به عفوت كه فراگير هر چيز است اميد ببندم ، خود را از دست مىدادم ، و از نجاتم مأيوس مىشدم . اگر كسى مىتوانست از پروردگارش بگريزد ، من به خاطر اين همه گناهانم ، براى اين كه دچار عذاب نشوم ، به گريز از تو سزاوارتر بودم ؛ تويى كه نه در زمين و نه در آسمان ، رازى از تو پوشيده نيست ، و آن را در عرصه گاه قيامت حاضر مىكنى ، و همين بس كه تو كيفر دهنده و حسابگر باشى كه در كيفر و حساب ، به افراد و اشخاص و آلات و ابزار نياز ندارى .
عفو حق
گذشت و عفو حضرت محبوب بر سر تمام موجودات هستى سايه دارد .
گناه هر چه باشد ، پس از اينكه گناهكار از غفلت درآمد و در مدار بيدارى قرار گرفت و به تناسب هر گناهش توبهاى بدرقه كرد ، مثل اينكه نمازهاى نخوانده را به دايرهء قضا كشيد ، مال حرام را به صاحبانش مسترد داشت ، روزههاى نگرفته را گرفت ، رابطهء خود را با گناهان شهوانى قطع كرد ، برابر با بشارات حق در قرآن بدون