اشتياقم به مرگ از اشتياق يعقوب به ديدن يوسف شديدتر است . « 1 » اين برنامه ؛ سيرهء پروردگار عالم است امّا كسى كه بر اساس ديد سطحى ارزيابى مىكند ، مىگويد : خداوند مرا پست و كوچك كرد . گاهى كه كمى از اموالش يا تعداد فرزندانش آسيب مىبيند ناله و فريادش بلند مىشود كه : گويا خدا ما را فراموش كرده يا چرا تنها مرا امتحان مىكند و . . .
اگر در سيرهء انبيا و معصومان عليهم السلام چنين طرز فكرى باشد ، پس دنياى آنان با دنياى مردم چه فرق مىكند ؟ ! روح بلند در كالبد بزرگ جاى مىگيرد و هر چه مقام معنوى برتر باشد ، افق ديدگاه نسبت به لقاى دوست گستردهتر مىشود .
آنگاه كه امام حسين عليه السلام فرمود : شوقم به مرگ از اشتياق يعقوب به يوسف افزونتر است ؛ بنابراين كلام او اوج نشاط روحى و افق بلند نگاه عرشى را مىفهماند ، آن جايى كه يك مرتبه همهء باطن را مىبيند و با حال مخلصانه بر لبان مباركش زمزمه مىكند :
صَبْراً عَلى قَضائِكَ يا رَبِّ لا الهَ سِواكَ يا غِياثَ الْمُسْتَغيثينَ مالى رَبٌّ سِواكُ وَ لامَعْبُودَ غَيْرُكَ ، صَبْرًا عَلى حُكْمِكَ يا غِياثَ مَنْ لا غِياثَ لَهُ . . . « 2 »
صبر بر تقديراتت پروردگار ، اى كه هيچ معبود حقى جز تو نيست ، اى فريادرس فريادخواهان ، هيچ صاحب اختيار و معبودى جز تو ندارم . صبر بر داورىات اى دادرس بىپناهان .
سپس در نهايت اشتياق به سوى پروردگارش مىشتابد .
هامش
( 1 ) - بحار الأنوار : 44 / 366 ، باب 37 ؛ كشف الغمة : 2 / 29 .
( 2 ) - موسوعهء كلمات الامام الحسين عليه السلام : 510 ؛ مقتل الحسين عليه السلام ، مقرم : 357 .