تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى) — صفحة 40

مساهمون:

ص٤٠
كند و در آنچه مالك آن نيست ، چشم طمع بندد .

غرور در كلام غزالى

ابوحامد غزالى در حقيقت نكوهش غرور مىنويسد : « هر چه دربارهء ارزش دانش و معرفت و نكوهش جهل و نادانى گفته شده دليل بر نكوهيدگى غرور مىشود ؛ زيرا غرور يكى از انواع جهل است ؛ چون جهل عبارت از اين است كه انسان به چيزى بر خلاف آنچه در عالم واقع هست باور داشته باشد . و غرور نيز همان جهل است . ولى هر جهلى غرور نيست ، بلكه غرور مستلزم وجود دو چيز است : يكى آنچه انسان فريفتهء آن مىشود و ديگر عامل فريبنده است . بنابراين ، اگر مجهول مورد اعتقاد ما ، چيزى باشد كه با هوس و خواهش نفس سازگار باشد و عامل جهل هم يك شبهه و خيال نادرست باشد و ما گمان كنيم كه آن دليل است . حال آن كه در عالم واقع چنين نباشد ، جهل برگرفته از اين امر ، غرور نام دارد . پس غرور ، عبارت است از اعتماد و تكيه كردن نفس به آنچه مطابق هوا و هوس باشد و طبيعت آدمى به خاطر شبهه افكنى و فريب شيطان به آن گرايش يابد . با توجه به اين برداشت ، كسى كه بر اثر يك شبههء نادرست ، معتقد باشد كه در دنيا يا در آخرت از خير و خوبى برخوردار است . چنين كسى مغرور و فريب خورده است . بيشتر مردم خيال مىكنند كه آدمهاى خوبى هستند ، در صورتى كه در اين پندار خويش دچار خطا هستند . پس بيشتر مردم مغرور و فريب خورده‌اند ؛ گرچه كه انواع غرور آنها متفاوت است و درجاتشان در اين مورد فرق مىكند و غرور و فريب خوردگى بعضى روشنتر و شديدتر از ديگران مىباشد . » « 1 »
هامش
( 1 ) - احياء علوم الدين : 3 / 465 ( كتاب ذم الغرور ) ؛ المحجة البيضاء : 6 / 292 .