فلزّى سيمى و يك آفتابه و لگن دستى گذاشته شده بود . آب لوله كشى گرم و سرد در آنجا نبود . با آن كه در اتاقهاى ديگر بود . او مانند يك افسر كه چادرى در ميدان جنگ دارد ، در اتاقش زندگى مىكرد .
چرا ؟ علت آن را هم در آنجا نوشته بود ، براى اين كه هر زمان كه حضورش در يكى از ميدانهاى جنگ لازم بود ، سست نباشد و نگويد : چگونه اين كاخ و كاشانه را رها كنم و در چادر زندگى كنم ، بنابراين به اين صورت تمرين مىكرد .
و حالا اسلام مىخواهد مسلمانها ، اين چنين تمرينى را لا اقل كوتاه مدت در زندگى داشته باشند ، اسلام مىخواهد مسلمانى نيرومند ، كه ارادهاش بر همه خواستههاى ديگرش مسلّط باشد بسازد ، مسلّط بر شهوات ، مسلّط بر خودخواهى و غصب ، مسلّط بر تن آسايى ، مسلّط بر خودآرايى و آماده براى تن دادن به يك زندگىاى كه در هر جا ممكن باشد و جز اين هم نمىشود . » « 1 » روزه يكى از آن تمرينات عمومى است كه اگر كسى به حكمت و فلسفهء حقيقى آن رسيد ، ديگر وداع براى او معنى و مفهومى نخواهد داشت و هميشه خود را در تحت توجّهات الهى مىبيند .
امام صادق عليه السلام مىفرمايد :
فَاذا صُمْتَ فَانوِ بِصَوْمِكَ كَفَّ النَّفْسِ عَنِ الشَّهَواتِ وَ قَطْعَ الهِمَّةِ عَنْ خُطُواتِ الشياطينِ وَ انْزِلْ نَفْسَكَ مَنْزِلَةَ الْمَرْضى لاتَشْتَهى طَعاماً وَ لا شَراباً وَ تَوَقَّعْ فى كُلِّ لَحْظَةٍ شَفاءَكَ مِنْ مَرَضِ الذُّنُوبِ وَ طَهِّرْ باطِنَكَ مِنْ كُلِّ كَدَرٍ وَ غَفْلَةٍ وَ ظُلْمَةٍ يَقْطَعُكَ عَنْ مَعْنَى الْاخْلاصِ لِوَجْهِ اللَّهِ . « 2 »
وقتى روزه مىگيرى ، در درجهء اول ، نيّتت اين باشد كه : نفس خود را از غلتيدن در دام شيطان محافظت كن و دوم اين كه : سعى كن كه پيوند خود را با
هامش
( 1 ) - حج در قرآن ، بهشتى : 136 - 137 .
( 2 ) - بحار الأنوار : 93 / 254 ، باب 30 ، حديث 28 ؛ مستدرك الوسائل : 7 / 369 ، باب 10 ، حديث 8441 .