غضبش او را از رحمتش باز نمىدارد و رحمتش بر كسى او را از كيفر ديگرى غافل نمىكند .
مفهوم اين فراز اين نيست كه خداوند انسان را ناگهان عذاب نمىدهد و يا او را در دنيا بدون بلا يا دردى رها مىكند ؛ پس او نجات يافته است ؛ بلكه خداوند مؤمن را از كافر جدا ساخته و براى فرد با ايمان ، ويژگىهاى ارزشمند همراه با تلخى در دنيا برشمرده است .
زيرا لازمهء رسيدن به درجات ايمان و قرب الهى ، چشيدن تلخى بلا و فقر است و بهشت پاداش اوست . امّا براى فرد كافر همهء امكانات راحتى و رفاهى را فراهم مىكند تا به خوشى بگذراند و دنيا را پاداش او قرار مىدهد و پس از عمرى سياه او را در آتش جهنّم رها مىكند .
امام صادق عليه السلام مىفرمايد :
وَ الْمَوْتُ رَحْمَةٌ مِنَ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ لِعِبادِهِ الْمُؤْمِنِينَ وَ نَقِمَةٌ عَلَى الْكافِرِينَ وَ لِلَّهِ عُقُوبَتانِ : إِحْداهُما مِنَ أَمْرِ الرُّوحِ وَ الْأُخْرى تَسْليطُ بَعْضِ النَّاسِ عَلَى بَعْضٍ فَما كانَ مِنْ قِبَلِ الرُّوحِ فَهُوَ السُّقْمُ وَ الْفَقْرُ وَ ما كانَ مِنَ تَسْلِيطٍ فَهُوَ النَّقِمَةُ . « 1 »
مرگ براى بندگان با ايمان رحمت خداست و براى گردنكشان كيفر تلخى است . خداوند را دو كيفر است : يكى كيفر روحى و ديگرى مسلّط ساختن برخى از مردم بر برخى ديگر است . كيفرهاى روحى ، بيمارى و نادارى است و كيفر مسلّط ساختن مردم ، انتقام گيرى است .
هامش
( 1 ) - بحار الأنوار : 58 / 296 ، باب 47 ، حديث 6 ؛ علل الشرايع : 1 / 108 ، حديث 5 .