توحيد تنها صراط مستقيمى است كه با مقام و مراتب خود ، جامعهء انسانى را به معدن عظمت و نور مىرساند و انحراف از آن ، سقوط به وادى تنگ و تاريك شرك را در پى دارد . بعضى از مشركان از ابتدا بر شرك و الحاد بودند و برخى موحّدانى بودهاند كه به مرور زمان با فاصله گرفتن از معارف توحيدى به وادى هولناك شرك گرفتار شدهاند ، مانند اهل كتاب كه در ابتدا داراى پيامبر و كتاب آسمانى و دين توحيد بودند و به مرور زمان از مشركان ، تأثيرپذير شدند .
در قرآن كريم به گروههايى از مشركان اشاره نموده كه از آنان دهريه ( مادىگرايان ) ، بت پرستان ، دوگانه پرستان ، اهل كتاب ( نصارى و يهود ) و . . . هستند و اكنون شاخهاى از آنها باقى است .
ريشهء بيمارىهاى الحادى در نفس
شناخت ريشههاى شرك و الحاد به درون نفس آدمى باز مىگردد .
در آيات و روايات ما ريشهء بيمارىهاى الحادى كه براى نفس انسان برشمردهاند عبارتند از :
1 - هواپرستى :
انسان هوا مدار مىخواهد كه راه او براى عصيان باز باشد تا هر چه نفس أمّاره خواست همان را عمل كند و چون ايمان و اعتقاد به معاد مانع رهايى و بىبندوبارى است ؛ اصل ايمان و قيامت را انكار مىكند .
2 - جهالت :
جهل مهمترين عامل شرك است و زمينه ساز شرك در طول تاريخ بوده است .
قرآن كريم جهالت را ريشهء عناد و لجاجت و استهزاى مشركان و كافران با موحّدان مىداند و خطر جاهل مدرن ، بيشتر از نادان باديه نشين است ؛ زيرا او با ابزار و دانش نو جنگافروزى مىكند و جهانى را با هواى نفس خود به آتش مىكشد .