تباهىها بدون شكّ و ترديد در امان مىماند .
آرى ، قرآن نورى هدايتگر است كه تاريكىهاى زندگى بشر را روشن مىكند و جهالتها و گمراهىها با پيروى از او زدوده مىشود . ميزانى كه وزنهء حق و باطل و مرز آن دو را مشخّص مىسازد .
امير المؤمنين عليه السلام در كلمات گهربار ونورانى خود خطاب به مردم مىفرمايد :
يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّهُ لَمْيَكُنْ لِلَّهِ سُبْحانَهُ حُجَّةٌ فى أَرْضِهِ أَوْكَدُ مِنْ نَبِيِّنا مُحَمَّدٍ صلى الله عليه و آله و لاحِكْمَةٌ أَبْلَغُ مِنْ كِتابِهِ الْقُرآنِ الْعَظيمِ . « 1 »
اى مردم ! خداوند سبحان را در زمين حجّتى استوارتر از پيامبر ما محمد صلى الله عليه و آله و حكمتى رساتر از كتابش نيست .
و نيز حضرت در خطبهء معروف به مخزون درجايگاه محورى قرآن مىفرمايد :
وَ فِى الْقُرآنِ بَيانُهُ وَ حُدُودُهُ وَ أَرْكانُهُ وَ مَواضِعُ تَقادِيرِ ما خُزِنَ بِخَزائِنِهِ وَ وُزِنَ بِمِيزانِهِ مِيزانُ الْعَدْلِ وَ حُكْمُ الْفَصْلِ . « 2 »
بيان اين امور ( عجايب و دلائل محكم ) و مرزها و پايههاى آن در قرآن ، و موارد اندازهگيرى آنچه در خزينههاى نهفته است در قرآن مىباشد ؛ و به ترازوى قرآن كريم ، معيار عدل و حكمى قاطعانه سنجيده مىشود .
شناخت هر موجودى از سنخ همان وجود است . از آن جا كه قرآن ريسمان متّصلى از باطن عالم حسّ تا آسمان عالم عقل است و پس از آن عرشِ عقل تا قاب قوسين يا نزديكتر است ، چنگ زدن به پرچم هدايت تنها با دستان معرفتى است كه هم سنخ آن حد باشد . شناخت نزديكترين حدّ حسّى آن يعنى - برترين درجهء شهود محض ايمانى - براى قلبى ممكن است كه ديدههايش را دروغ نمىپندارد و
هامش
( 1 ) - غرر الحكم : 110 ، حديث 1961 .
( 2 ) - بحار الأنوار : 53 / 80 ، باب 29 ؛ مختصر بصائر الدرجات : 197 .