مىخروشد و از هر شيطانى كه او را رهبرى كرده و بر او برترى يافته پيروى مىكند .
در حالى كه بايد تحقيق و كوشش كند تا حقايق را بفهمد .
جاهل در اعتقادات حق ندارد از كسى مثل خودش تقليد كند ، بلكه ناگزير است در اطاعت خود ، يقين را مستند و حقيقى سازد و گرنه در چاه سرگردانى اطاعت از شيطان سركش مىافتد و به كيفر سوزانى گرفتار مىشود . ريشهء جاهليّت كنونى هم كه سر به عصيانگرى از طاعت حق برمىدارد ، به دورهء جاهليّت قبل از اسلام بازمىگردد كه مردم بدون راهنما و كتابى رها شدهاند ، پس مردمان هيچ دوره و عصرى نبايد بدون پيشوا فرمان برند مگر پس از كسب آگاهى و هدايت از منبعى كه به وحى و حقّ متّصل باشد و قرآن جوامع بشرى را به سوى آن فرا مىخواند .
حياتى كه قرآن ، مردم را به سوى آن هدايت مىكند ، بر پايهء تحقيق استوار است و آرزو و خيال بى اساس در دنيا و آخرت سودى ندارد . چون نظامِ تدبّر و تحقيق بر هر دو عالم و پيرامون آن دو ، با حفظ ملكى و ملكوتى بودن حاكم است . بنابراين نظام آرزويى و بيهودگى جايى ندارد ؛ زيرا قرآن حكيم همگان را به تحقيق با تدبّر دعوت مىكند و بايد در محتواى كتاب قرآن تفكّر نمود تا قلب هم با حقايق خلقت آشنا شود .
هذَا بَيَانٌ لِلنّاسِ وَهُدًى وَمَوْعِظَةٌ لّلْمُتَّقِينَ » « 1 »
اين [ قرآن ] براى مردم ، بيانگر [ حوادث و واقعيتها ] و براى پرهيزكاران ، سراسر هدايت و اندرز است .
قرآن ، درخور فهم براى همهء مردم در همهء زمانها و مكانهاست ولى گروهى از پرهيزكاران مىپذيرند ، امّا گروهى همچون حيوانات چشم و گوش بسته به راه تاريكى قدم برمىدارند و به آتش فرو مىروند .
هامش
( 1 ) - آل عمران ( 3 ) : 138 .