بيمارى اخلاقى و اجتماعى ، و اين همان حقيقتى است كه مسلمانان آن را به دست فراموشى سپرده و به جاى اينكه از اين داروى شفابخش بهره گيرند درمان خود را در مكتبهاى ديگر جستجو مىكنند ، و اين كتاب بزرگ آسمانى را فقط يك كتاب خواندنى قرار دادهاند نه انديشيدنى و عمل كردنى . » « 1 » وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنينَ » « 2 »
و ما از قرآن آنچه را براى مؤمنان مايهء درمان و رحمت است ، نازل مىكنيم .
وَ لَوْ جَعَلْناهُ قُرْآناً اعْجَمِيّاً لَقالُوا لَوْلا فُصِّلَتْ آياتُهُ ءَاعْجَمِىٌّ وَ عَرَبِىٌّ قُلْ هُوَ لِلَّذينَ آمَنُوا هُدىً وَ شِفاءٌ » « 3 »
و اگر آن را قرآنى غير عربى قرار داده بوديم قطعاً مىگفتند : چرا آياتش در نهايت روشنى بيان نشده است ، آيا [ قرآنى ] غير عربى [ و نامفهوم ] براى [ مردمى ] عرب زبان [ و فصيح ؟ ! ] بگو : اين كتاب براى كسانى كه ايمان آوردهاند ، سراسر هدايت و درمان است .
آنها كه بر وجود و عدم در نبستهاند * طَرْفى ز راحت دوجهان درنبستهاند
همّت بلند دار در اين ره كه عاشقان * خطّ وفا به بال كبوتر نبستهاند
از جان مترس تا به حيات ابد رسى * بر آب خضر سدّ سكندر نبستهاند
هامش
( 1 ) - تفسير نمونه : 8 / 318 و 319 .
( 2 ) - اسراء ( 17 ) : 82 .
( 3 ) - فصّلت ( 41 ) : 44 .