برايشان سنگين مىنمود ، و افراد تنومند و صاحب نيرو از جابهجا كردن آن رنج مىبردند ! !
قارون در ميان بنى اسرائيل زندگى خوشى داشت ، لباسهاى فاخر مىپوشيد ، و بدون زينت از منزل خود خارج نمىگرديد . براى خود كاخ ساخته بود و در آن جا به عيش و عشرت مىگذرانيد ، نوكرانى براى خود برگزيده بود ، غلامان و حيواناتش فراوان بودند .
آن قدر ثروتش زياد شد كه حالت روحى او صددرصد مادى گشت ، به هر چه علاقه پيدا مىكرد نسبت به آن حريص مىشد و درصدد مهيا كردنش برمىآمد ! او مىخواست اگر خوش گذرانى را پايانى است به پايان آن برسد .
فراموش نگردد ، ثروت دنيا از ابتداى جهان تا كنون زينت زندگى و شادابى آن بوده است ، اساس و ركن زندگى ظاهرى بر پايهء مال است ولى اين ثروت و مال به هر كس حاكم شد خود خواه وياغى گرديد .
انسان بى تقوا به ثروت مغرور مىشود و خودسر مىگردد ، و گمان مىنمايد كسى بر او قدرت ندارد ، خيال مىكند مردم از نژاد او نيستند و يا اين كه فقط براى نوكرى او خلق شدهاند ، لذا هرگاه سخن گفت بايد سرهاى مردم در اثر شنيدن صدايش پائين بيايد ، و هر وقت اشاره كرد بايد برايش آماده شوند يا آماده كنند تا موقعى كه كسى را احضار كرد بايد فوراً حاضر شود ، واجب است به او ارادتمند باشند و اگر ارادتى ندارند ، بايد اظهار ارادت نمايند ، و اگر چنين نكردند مرگ براى آنان حتمى است .
قارون فرد نوخاسته اجتماعى نبود ، بلكه مانند ديگر مردم خلق شده بود ، امتيازى بر سايرين نداشت ، ولى خود را نوخاسته خواند ، و براى خويش امتيازات زيادى در حالى كه حقش نبود ، قائل شد .
قارون نسبت به زيردستان ستمگرى روا داشت ، و آنان را تحت نفوذ خود
تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى) — صفحة 99
مساهمون: شيخ حسين انصاريان
ص٩٩