فَخُورٍ » « 1 »
تا [ با يقين به اين كه هر گزند و آسيبى و هر عطا و منعى فقط به ارادهء خداست و شما را در آن اختيارى نيست ] بر آنچه از دست شما رفت ، تأسف نخوريد ، و بر آنچه به شما عطا كرده است ، شادمان و دلخوش نشويد ، و خدا هيچ گردنكش خودستا را [ كه به نعمت ها مغرور شده است ] دوست ندارد .
انَّ قارُونَ كانَ مِنْ قَومِ مُوسى فَبَغى عَلَيْهِمْ وَ آتَيْناهُ مِنَ الْكُنُوزِ ما انَّ مَفاتِحَهُ لَتَنُوءُ بِالْعُصْبَةِ اولِى الْقُوَّةِ اذْ قالَ لَهُ قَوْمُهُ لاتَفْرَحْ انَّ اللّهَ لايُحِبُّ الْفَرِحينَ » « 2 »
همانا قارون از قوم موسى بود كه بر آنان تعدى و تجاوز كرد ، و از گنجينههاى مال و ثروت آن اندازه به او داديم كه حمل كليدهايش بر گروهى نيرومند گران و دشوار مىآمد . [ ياد كن ] هنگامى كه قومش به او گفتند : [ متكبرانه و مغرورانه ] شادى مكن ، قطعاً خدا شادمانان [ متكبر و مغرور ] را دوست ندارد .
حكايت قارون
« قارون از خاندان موسى ، و از افرادى بود كه نسبت نزديكى با وى داشت .
خداوند به قارون زندگى سعادتمندى داده بود ، او رزق فراوان و اموال زيادى در اختيار داشت ، اسباب سعادت براى وى جمع شده بود ، و از دنيا بهرهاى برده بود كه فقط براى افراد انگشت شمارى ممكن است به اين وضع برسند .
او ثروت سرشارى بهم زد ، خزائن او از اموال انباشته بود ، صندوق هايش آن قدر مملو از پول بود كه حفظ كليدهاى آن براى انبار داران مشكل بود ، و حمل و نقل آن
هامش
( 1 ) - حديد ( 57 ) : 23 .
( 2 ) - قصص ( 28 ) : 76 .