ضعفاى بنى اسرائيل مىديدند كه قارون با لباسهاى زيبا و بلند ، با كمال خودخواهى روى حيوانهاى قوى هيكل سوار مىشود ، و غلامان و نوكران اطراف او را مىگيرند ، چشمهاى آنان به او خيره مىشد و در باطن خود رنج مىبردند و به يكديگر مىگفتند : اى كاش ! ما هم ثروت قارون را داشتيم كه وى داراى ثروت فراوان و نصيب عظيمى از جهان است !
وقتى پند و اندرز براى امثال قارون ثمر بخش نيست ، و خويشاوندى با موسى براى توجه قلب وى كافى نيست ، ديدن دردمندان افكار او را متوجه نمىسازد ، و فقير پاسخى براى اصلاح كار خود نمىيابد ، بايد شمشير قانون بيرون آيد و پردههاى ضخيم را پاره كند ، و حجابها را بشكافد و تاريكىهاى متراكم را بر طرف سازد ، تا براى كار خير آماده گردد ، و متوجه كارهاى شايسته شود .
موسى با كمال شدت و اصرار بايد به قارون اعلام نمايد كه بايد زكات مال خويش را بپردازد ، و به فقرا و مستمندان احسان نمايد ؛ زيرا در ثروت او ، حق معينى براى فقير ومحروم موجود است .
قارون در جهل فرو رفته ، و راه درك حقيقت به رويش بسته شده و بخل بر او حاكم گشته ، لذا ديگر گوش به حرف موسى نمىدهد ، او را مسخره مىكند و به او مىخندد ، به موسى تهمت مىزند ، و با غرور خاصى حرف را رد مىنمايد .
به موسى مىگويد : از تو رنجها ديديم تا اين كه دين جديدى براى ما آوردى و ما با تو همكارى كرديم ، امر به برنامههاى زيادى دادى ، به اوامرت گردن نهاديم ، اين اطاعت ما از تو و فرمانبرى از دستورهايت تو را طمع كار ساخت و به تو جرأت داد كه بر ما بتازى ، فقط ما و ثروت باقى مانده كه نگرفتهاى ، اكنون قصددارى بر ثروت ما غلبه كنى ، ما قلبها را در اختيارت گذاشتيم ، سر تسليم برابرت فرود آورديم ولى افسوس كه خون دل و تخم چشم خود را در اختيار تو بگذاريم ، با درخواست زكات دروغ گوئى خود را ثابت كردى و مقصود خود را كه پنهان كرده بودى آشكار
تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى) — صفحة 102
مساهمون: شيخ حسين انصاريان
ص١٠٢