كفايت خداوند از انسان در بيان قرآن
بر اساس اين واقعيتهايى كه در آيات الهى است و گوشهاى از آن را در سطور زير قرائت مىكنى ضعف و ناتوانيت را با تكيه بر او و ازدياد عشق و ايمان به او ، و دفع هجوم شهوات و غرايز حرام را ، با عمل به دستورهاى او ، و رفع مشكلات و سنگينى مصايب را با آراسته شدن به اخلاق او علاج كن كه حضرت او كافى فرد ضعيف و واقى امر مخوف است ، و جناب او مصاحب بى كس ، و بردارندهء ترس و وحشت از قلب است .
الَيْسَ اللّهُ بِكافٍ عَبْدَهُ » « 1 »
آيا خدا براى بندهاش [ در همه امور ] كافى نيست ؟
وَ كَفى بِاللّهِ حَسيباً » « 2 »
و خدا براى محاسبه كافى است .
وَاللّهُ اعْلَمُ بِاعْدائِكُمْ وَ كَفى بِاللّهِ وَليّاً » « 3 »
و خدا به دشمنان شما داناتر است . و بس است كه خدا سرپرست شما باشد ،
وَكَفى بِاللّهِ نَصيراً » « 4 »
و كافى است كه خدا ياور شما باشد .
وَ تَوَكَّلْ عَلَى اللّهِ وَ كَفى بِاللّهِ وَكيلًا » « 5 »
و بر خدا توكّل كن ؛ و كارساز بودنِ خدا [ نسبت به امور بندگان ] كافى است .
هامش
( 1 ) - زمر ( 39 ) : 36 .
( 2 ) - نساء ( 4 ) : 6 .
( 3 ) - نساء ( 4 ) : 45 .
( 4 ) - نساء ( 4 ) : 45 .
( 5 ) - نساء ( 4 ) : 81 .