إِنَّ الْإِنسنَ لَفِى خُسْرٍ » « 1 »
[ كه ] بىترديد انسان در زيانكارى بزرگى است .
اين آيات و نمونههاى ديگر ؛ به روشنى نشانگر نقاط ضعف آدمى است كه پا از گليم خود فراتر مىگذارد و براى خود و خداوند و نظام طبيعت مشكل مىآفريند .
حضرت على عليه السلام مىفرمايد :
مَنْ احَبَّ السَّلامَةَ ؛ فَلْيُؤْثِرِ الْفَقْرَ ، وَ مَنْ أَحَبَّ الرَّاحَةَ ؛ فَلْيُؤْثِرِ الزُّهْدَ فِى الدُّنْيا . « 2 »
هر كه سلامتى را دوست دارد ، پس تهيدستى و تنگدستى را اختيار كند و هر كه دوستدار آسايش است بايد كه بىاعتنايى به دنيا را برگزيند .
زهرى مىگويد : امام زين العابدين عليه السلام به مردى از همنشينان خود در محفلى فرمود :
از خدا بترس و در طلب دنيا اعتدال نگه دار و چيزى را كه آفريده نشده درخواست مكن . . .
آن مرد عرض كرد : چگونه ممكن است كه كسى در طلب چيزى برآيد كه هنوز آفريده نشده است ؟
حضرت فرمود : كسى كه خواهان توانگرى و دارايى و رفاه در دنيا باشد ، در حقيقت آنها را براى آسايش مىخواهد . و آسايش در دنيا و براى اهل دنيا خلق نشده ، بلكه آسايش و راحتى در بهشت و براى بهشتيان آفريده شده است . « 3 » بنابراين ميوهء زهد و بىاعتنايى به دنيا ، آسايش و آرامش روح است و تنها
هامش
( 1 ) - عصر ( 103 ) : 2 .
( 2 ) - غرر الحكم : 366 ، حديث 8240 .
( 3 ) - بحار الأنوار : 70 / 92 ، باب 122 ، حديث 69 ؛ الخصال : 1 / 64 .