هيچ يك از بندگانت براى ذرّهاى از احسانت كه به آنها عنايت كردى ، حسد نورزم ، و تا جايى كه هيچ نعمتى از نعمتهايت را ، بر احدى از بندگانت در دين يا دنيا ، يا سلامت يا تقوا ، يا فراخى يا راحت نبينم ؛ جز آن كه برتر از آن را به لطف تو ، و از سوى تو براى خود آرزو كنم ، يگانهاى و شريكى برايت نيست .
اجراى حق
حق در لغت : به معنى مطابقت و موافقت ، ضدّ باطل ، صدق و وجود ثابت ، گفته شده است .
در تفسير نمونه آمده است :
« حق يعنى توحيد و اسلام و عدالت و آزادى بشر از چنگال خرافات و اسارتها و مظالم ، تثبيت و جاىگير شود و باطل يعنى شرك و كفر و بىايمانى و ظلم و فساد ابطال گردد و از ميان برود . » « 1 » و در ترجمهء تفسير الميزان آمده است كه :
« حق يكى از اسماى حسناى خداوند است ؛ زيرا خداى تعالى ثبوت و ذات و صفاتش طورى است كه هرگز قابل زوال و دگرگونى و انتقال نيست . » « 2 » پس از توضيح فوق اين نتيجه به دست مىآيد كه حق يعنى مطابقت با واقع و صدق و غيرقابل تغيير و دگرگونى و انتقال .
امّا چطور مىتوان حق را اجرا كرد و مجرى واقعى حق بود ، آن هم با توصيف زيبايى كه حضرت على عليه السلام دربارهء اجرا كنندهء حق فرموده است :
اذا اكْرَمَ اللَّهُ عَبْداً اعانَهُ عَلى إِقامَهِ الْحَقِّ . « 3 »
هامش
( 1 ) - تفسير نمونه : 7 / 101 ، ذيل آيهء 8 سورهء انفال .
( 2 ) - ترجمهء تفسير الميزان : 7 / 188 ، ذيل آيهء 62 سورهء انعام .
( 3 ) - غرر الحكم : 69 ، حديث 982 ؛ عيون الحكم و المواعظ : 133 .