پس چرا هنگامى كه روح به گلوگاه مىرسد ، * و شما در آن وقت نظارهگر هستيد [ و هيچ كارى از شما ساخته نيست ! ]
كَلَّا اذا بَلَغَتِ التَّراقِىَ * وَ قيلَ مَنْ راقٍ * وَظَنَّ انَّهُ الْفِراقُ * وَ الْتَفَّتِ السّاقُ بِالسّاقِ * الى رَبِّكَ يَوْمَئِذٍ الْمَساقُ » « 1 »
اين چنين نيست [ كه مىپندارد ] ، هنگامى كه جان به گلوگاه رسد ، * و [ كسان بيمار ] گويند : درمان كنندهء اين بيمار كيست ؟ * و [ بيمار ] يقين مىكند [ كه با رسيدن جان به گلوگاه ] زمان جدايى [ از دنيا ، ثروت ، زن و فرزند ] فرا رسيده است ! * و [ از سختى جان كندن ] ساق به ساق به هم پيچد ؛ * آن روز ، روز سوق و مسير به سوى پروردگار توست .
غم قرار گرفتن در منزل گور
غم دوّم : قرار گرفتن در منزل گور است ، منزل بى در و پيكر ، منزل تنگ و تاريك ، منزل غربت ، منزل وحشت ، منزل سرگذاشتن به خشت لحد با يك لباس چون كفن ، منزلى كه راه گريز به جائى ندارد ، و نمىدانم كدام تابلو را در اين خانه بالاى سر من زنند :
رَوْضَةٌ مِنْ رِياضِ الْجَنَّةِ اوْ حُفْرَةٌ مِنْ حُفَرِ النّيرانِ . « 2 »
خانهء گورباغى از باغهاى بهشت ، يا گودالى از گودالهاى جهنّم است .
غم فرياد دو فرشته
غم سوم : فرياد دو ملكى است كه در قبر به گوشم رسد :
مَنْ رَبُّكَ ؟
هامش
( 1 ) - قيامت ( 75 ) : 26 - 30 .
( 2 ) - مستدرك الوسائل : 2 / 324 ، باب 21 ، حديث 2095 ؛ مشكاة الانوار : 305 .