تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى) — صفحة 190

مساهمون:

ص١٩٠
كسى كه رشته الفت به تار زلف توبست * خليل وار به هر جا بتى كه ديد شكست زهرچه هست به عالم بريد رشتهء مهر * كسى كه دل به خم زلف دلستان توبست به پيش روى تو گلزار و لاله باشد خار * به نزد قد تو سرو بلند گردد پست
( رضاقلى خان شيرازى ، هما )

حكايتى اندر غمِ مرگ و فرداى قيامت

در تفسير حدائق آمده است « 1 » : فضيل عياض در خانه داود طائى آمد ، صداى جانسوز او را از درون خانه شنيد ، فضيل فرياد زد ، اى داود ! اگر حديث رسول خدا را كه فرمود : لايَدْخُلُ النّارَ مَنْ بَكى مِنَ خَشْيَهِ اللّهِ تَعالى . « 2 » آن كه از خشيت الهى گريه كند وارد آتش نمىشود . صحيح يافته‌اى و قطره‌اى از اين اشك سوزناك آتش را خاموش مىكند اين همه گريه و زارى چيست ؟ آن گاه صدا زد و گفت : در به رويم باز كن تا زيارتت كنم ، جواب آمد : مرا خوف و خشيت حق از زيارت ياران بازداشته است . زنى در همسايگى داود بود ، به در منزل آمد به فضيل گفت : صبر كن تا وقت نماز برسد و او عزيمت مسجد براى نماز جماعت كند ، او را آن وقت زيارت كن . وقت نماز شد ، داود به مسجد رفت ، آن گاه فضيل به خانهء او درآمد ، كوزه
هامش
( 1 ) - تفسير حدائق : 52 . ( 2 ) - وسائل الشيعة : 7 / 76 ، باب 29 ، حديث 8771 ؛ عدّة الدّاعى : 168 .