تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى) — صفحة 104

مساهمون:

ص١٠٤
روزگارى شد هوايت جسته ام * هرچه جزيادت زخاطر شسته‌ام بر هواى خويشتن بگزيدمت * بر خداى خويشتن بگزيدمت بى هواى تو دمى نغنوده‌ام * بى رضاى تو بگو كى بوده‌ام هم به تصديق خود و انصاف خود * يك زمان بشنو ز من اوصاف خود دامن مقصود از كف داده‌اى * پشت بر مقصد به راه افتاده‌اى جز تو كس از يار خود دورى نكرد * از ديار خويش مهجورى نكرد نام مردن زندگى بگذاشتى * نيستى پايندگى پنداشتى شاديى گريافتى گفتى غم است * زخمى ارديدى بگفتى مرهم است خودزشادى روى دل بر تافتى * سوى غم شادى كنان بشتافتى
( نشاط اصفهانى )