اى كرده خيال را رسولى * در واسطه يادگار عاشق
آن را كه به خويش بار ندهى * كى بيند كار و بار عاشق
از جذب و كشيدن تو باشد * آن ناله زار زار عاشق
اى لاف أبِيْتُ عِنْدَ ربّى * آرايش و افتخار عاشق
لَولاك لَما خَلَقْتُ الْافلاك * نُه چرخ به اختيار عاشق
( مولوى )