قَديرٌ . « 1 »
و از تو درخواست مىكنم به حق اين كه تويى از زمامدار ملك و ملكوت هستى و به اين كه تو هر كارى را خواهى بشود مىشود و به اين كه تو بر هر چيزى كه خواهى توانائى .
يا مَنْ الَيْهِ التَّدْبيرُ وَ لَهُ الْمَقاديرُ ، وَ يا مَنِ الْعَسيرُ عَلَيْهِ سَهْلٌ يَسيرٌ ، يا مَنْ هُوَ عَلى ما يَشاءُ قَديرٌ ، يا مُرْسِلَ الرِّياحِ ، يا فالِقَ الْاصْباحِ ، يا باعِثَ الْارْواحِ ، و يا ذَاالْجُودِ وَ السَّماحِ ، يا رادَّ ما قَدْ فاتَ ، يا ناشِرَ الْامْواتِ ، يا جامِعَ الشَّتاتِ ، يا رازِقَ مَنْ يَشاءُ بِغَيْرِ حِسابٍ ، وَيا فاعِلَ ما يَشاءُ كَيْفَ يَشاءُ . « 2 »
اى آن كه تدبير و نقشه كشى با اوست و اندازهها در قدرت او قرار دارد . و اى آن كه هر دشوارى بر او هموار و آسان است ، اى آن كه بر هر چه بخواهد تواناست ، اى روان كنندهء بادها ، اى شكافندهء صبح روشنى بخش ، اى برانگيزنده روانها اى داراى جود و بخشش سهل ، اى بازگردانندهء آنچه رفته ، اى زنده كنندهء مردگان ، اى گردآورندهء پراكندگى ، اى بى حساب روزى دهنده به هر كس كه خواهد ، اى انجام دهندهء هر چه خواهد به هر گونه كه خواهد .
اى مونس و غمگسار عاشق * وى چشم و چراغ و يار عاشق
اى داروى فربهى و صحت * از بهر تن نزار عاشق
اى رحمت و پادشاهى تو * بربوده دل و قرار عاشق
هامش
( 1 ) - البلد الأمين : 182 ؛ مصباح المتهجّد : 811 .
( 2 ) - البلد الأمين : 182 ؛ مصباح المتهجّد : 534 .