توجه دهد ، همان توجّهى كه ريشهء اصلى صفات فضيله وملكات اخلاقى است ، همان توجهى كه رمز تواضع ، ترك ظلم و ستم ، ترك غرور و نخوت ، ترك بخل و حرص و حسد است و انگيزهء تواضع در برابر حق مىباشد . » « 1 »
تكبّر در برابر خداوند
آرى ، توجه به اين آيهء شريفه ، انسان را در همه امور و در تمام شؤون متوجّه حضرت حق مىكند و حداقل منفعتِ فهمِ عمق اين جملات نورانى ، خروج از تاريكى كبر در برابر غنى مطلق و ورود به درياى نور فروتنى و تضرّع و زارى و توسّل و توكّل به حضرت بى نياز جلّ و علاست .
آنان كه دچار گناه بسيار بزرگ غرور و خودبينى هستند علّت حقيقى و فلسفه واقعىاش در وجودشان چيست ؟ حس مىكنند در ابتداى امر معدوم نبوده و زمانى به صورت خاكى زير پاى گذشتگان نرم نشدهاند ؟
اول كارشان نطفه و در آخر جيفهء بدبو و گنديدهاى در خانهء قبر نيستند ؟ وجود و هستى آنان قائم به خود است ، قدرت و ثروت وعلم و نيروهاى ديگر آنان بالاستقلال از آنهاست ؟
از ازل بودهاند و تا ابد خواهند بود ، محكوم قدرتى ما فوق قدرت خود نيستند ؟
موجودى ثابت و حاكم بر تمام حوادث و مشرف بر تمام حقايقند ؟
نه اينطور نيست ، انسان زمانى نبوده ، به ارادهء قادرى حكيم از نيستى به هستى آمده ، چند روزى در حالى كه در برابر تمام نظامات هستى محكوم است مهمان اين سيّارهء خاكى است ، سپس به علّت پيرى و هزار درد از اين خانه رخت بر مىبندد ، جسمش به گور مىرود و روحش در برزخ در گرو اعمال و رفتار و اخلاقش خواهد رفت ، چون اول و وسط و آخرش چنين است و بويى از استقلال و آزادى ندارد و
هامش
( 1 ) - ترجمهء تفسير الميزان : 18 / 220 - 223 .