تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى) — صفحة 377

مساهمون:

ص٣٧٧
فرست ، و به احسانت آن را سبك فرما اى خداى من ! اگر به درگاهت گريه كنم تا جايى كه پلك‌هاى دو چشمم روى هم افتد ، و چنان به شدّت ناله زنم تا صدايم قطع شود ، و چندان به پيشگاهت بايستم كه پايم ورم كند ، و آن مقدار برايت ركوع كنم كه استخوان‌هاى پشتم از جا كنده شده و زدوده گردد ، و به اندازه‌اى سجده كنم كه چشم‌هايم از كاسه درآيد ، و در طول عمرم خاك زمين را بخورم ، و تا پايان حياتم آب آلوده به خاكستر بنوشم ، و در اثناى اين اوضاع و احوال ، چندان ذكر تو گويم كه زبانم از كار بماند ، آنگاه از روى شرمسارى از تو ، چشم به آفاق آسمان باز نكنم ، با اين همه سزاوار محو يك گناه از تمام گناهانم نيستم . و اگر زمانى كه سزاوار آمرزشت شوم ، مرا بيامرزى ، و هنگامى كه مستحق عفوت گردم ، مرا عفو كنى ؛ همانا اين آمرزش و عفو ، به خاطر استحقاق من نسبت به من واجب نيست ، و من مستحق وجوب آمرزش و عفو نيستم ؛ زيرا پاداش من از جانب تو ، در اولين بارى كه مرتكب معصيتت شدم آتش بود ، بنابراين اگر مرا عذاب كنى ، ستمكار بر من نيستى .

خوف و خشيت و شرم و حيا

به حقيقت اگر قلبى با توفيق و عنايت حضرت حق مزيّن به مقام خوف و خشيت از عظمت خداوند و عقاب روز قيامت گردد و شرم و حياى از محبوب را در برابر آن همه احسانى كه به انسان نموده شعار خود سازد ، ديگر به چه صورت شيطان مىتواند عرصه گاه آن قلب را مركز تاخت و تاز خود نمايد و براى ميكرب گناه و معصيت چراگاه بسازد . اسلام عزيز با تأكيد و پافشارى اعلام مىكند كه بايدترس و بيم آدمى فقط از خدا باشد ، ترسى كه مايه پيش‌گيرى از گناه و سرمايهء نجات انسان از مهالك است .