داديم ، و كافى است كه پروردگارت [ براى تو ] راهنما و يارى دهنده باشد .
پس آن ظالمى كه از هدايت الهى محروم گشته و به بيگانه اعتماد كرده است با گزيدن دست خود چنين حالى دارد كه مىگويد :
وَ يَوْمَ يَعَضُّ الظَّالِمُ عَلَى يَدَيْهِ يَقُولُ يلَيْتَنِى اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبِيلًا * يوَيْلَتَى لَيْتَنِى لَمْ أَتَّخِذْ فُلَانًا خَلِيلًا * لَّقَدْ أَضَلَّنِى عَنِ الذّكْرِ بَعْدَ إِذْ جَآءَنِى وَ كَانَ الشَّيْطنُ لِلْإِنسنِ خَذُولًا » « 1 »
و روزى كه ستمكار ، دو دست خود را [ از شدت اندوه و حسرت به دندان ] مىگزد [ و ] مىگويد : اى كاش همراه اين پيامبر راهى به سوى حق برمىگرفتم ، * اى واى ، كاش من فلانى را [ كه سبب بدبختى من شد ] به دوستى نمىگرفتم ، * بىترديد مرا از قرآن پس از آن كه برايم آمد گمراه كرد . و شيطان همواره انسان را [ پس از گمراه كردنش تنها و غريب در وادى هلاكت ] وامىگذارد .
بنابراين او از دشمنشناسى و دورى از آن غفلت ورزيده است ، در تمامى عمر خود يك روز در نيكبختى چشم باز نكرده و آفتاب هدايت را در وجودش نتابانيده است .
مراد حضرت سجاد عليه السلام از اين كه فرمود :
« أَقِفُ بَيْنَ دَعْوَتِكَ وَ دَعْوَةِ الشَّيْطَانِ »
يعنى انسان آمادگى پذيرش هدايت و گمراهى را دارد و تابلوهاى راهنمايى هم در سراسر جادهء زندگى نصب شده است ولى او با بىتوجهى به راهنما به سوى درّهء نيستى حركت مىكند .
هامش
( 1 ) - فرقان ( 25 ) : 27 - 29 .