اطَّلَعْتَ عَلَيْهِ مِنّى اذاً ما انْظِرُونى وَ لَرَفَضُونى وَ قَطَعُونى . « 1 »
اى آن كه مرا از پدران و مادران نسبت به گناهانم در پوشش و پنهانى قرار داد از اين كه با تندى و تلخى از خود براندم و از خويشان و برادران از اين كه به من عيبگيرى نمايند و از حكومتها از اين كه به مجازاتم اقدام كنند و چنانچه اينان از آنچه تو بر من آگاه بودى با خبر مىشدند در اين صورت مهلتم نمىدادند و هر آينه تركم مىكردند و رابطهء آنان با من قطع مىشد !
2 - غفلت
راغب اصفهانى مىنويسد :
« غفلت ، سهو و لغزشى است كه به خاطر كمى مراقبت و كمى هوشيارى و بيدارى دامنگير انسان مىشود . » « 2 » وقتى انسان بر اثر غرق شدن در مادّيات و لذّات جسمى و خوشىهاى زودگذر و دچار شدن به ثروت اندوزى و نشست و برخاست با بازيگران و بى خبران و دورى از مدرسه و مسجد و ترك رابطه با عالم ربانى ، دچار غفلت از واقعيتها و حقايق و عبادات و حسنات و ياد آخرت شود ، البته از فيوضات الهيه محروم و ممنوع و به تدريج درهاى سعادت دنيا و آخرت بر او بسته مىگردد !
غفلت به معناى جهل به واقعيتها و نادانى نيست ، بلكه غافل كسى است كه كثرت امور مادى و شهوانى و دوستان ناباب و معاشران ناجنس و طمعكارى و حرص ، بين او و بين آنچه به آن توجه داشته جداى انداخته است .
هامش
( 1 ) - بحار الأنوار : 95 / 220 ، باب 2 ، اعمال مخصوص يوم عرفة ؛ إقبال الأعمال : 344 ، دعاى عرفه .
( 2 ) - المفردات ، راغب اصفهانى : كلمهء « غفلت » .