تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى) — صفحة 341

مساهمون:

ص٣٤١
خطابخش ناميده‌اى ؛ بنابراين مرا ببخش اى خداى من ! جريان اشكم را به خاطر ترسى كه از تو دارم ، و لرزيدن دلم را محض خشيتى كه نسبت به عظمت تو دارم ، و حركت و تكان اعضايم را در برابر بيمى كه از تو دارم مشاهده مىكنى . همهء اينها محصول شرمسارى من از حضرت توست ؛ آن هم به خاطر اعمال زشتى كه از من سر زده ؛ به همين سبب صدايم از اين كه به درگاهت به زارى بلند شود ، خاموش شده و زبانم از راز و نياز با تو باز مانده .

مناجات با خدا

« اى محبوب من و آقاى بزرگوارم ، نمىدانم كه بين ساكنان اين كرهء خاكى ، نظرت نسبت به من چگونه است ؛ و در آن سراى وحشتناك با من چگونه رفتار خواهى كرد ؟ مولاى من كاش مىدانستم كه در پاسخ دعاى من چه مىگويى ؟ اگر بگويى نه ، پس واى بر من واى بر من و واى از اين بيچارگى . واى بر عقلم ، اگر پروردگار او را از خود براند و از مقام نور و شرف حضور و مرتبهء تمكين دور گردد و بنده هوا و هوس و مطيع خوك شهوت و خادم سگ غضب گردد و از مجاورت با پاكيزگان محجوب و از نزديكى به پروردگار محروم شود ، در اين صورت از حقيقت خود مسخ گشته و شيطانى فتنه گر و ابليسى حيله باز خواهد گشت . واى بر روح من ، اگر از جوار خداوندى منع و از تعلّق به عزّ قدس محروم و از حضور مجلس انس طرد و از ورود به مرتبه عليين محجوب گشته و در دركات سجين جاى گزيند و با شياطين قرين گردد . اى واى بر قلبى مثل قلب من ، اگر از ياد خدا منع و از محبت خداوند محروم گشته و هواى شيطان كند و عاشق اين دنياى پست شده و شيداى محبت او گشته و