و به تعبير ديگر گاه انسان در يك رشتهء تجارت زيان مىكند ، و در يك رشتهء ديگر سود ، و در پايان سال آنها را روى هم محاسبه كرده مىبيند چندان زيانى نكرده است ، ولى بدبختى آن است كه انسان در تمام رشتههائى كه سرمايه گذارى كرده زيان كند .
و تعبير به « گم شدن » گويا اشاره به اين حقيقت است كه اعمال انسان به هر صورت در عالم نابود نمىشود ، همان گونه كه ماده و انرژىهاى جهان هر چند هميشه تغيير شكل مىدهند ، اما به هر حال از بين نمىرود ولى گاه گم مىشوند ، چون آثار آنها به چشم نمىخورد و هيچ گونه از آن استفاده نمىگردد ، همانند سرمايههاى گم شدهاى كه از دسترس ما خارج و بدون استفاده است .
آيات بعد به معرفى صفات و معتقدات اين گروه زيانكار مىپردازد و چند صفت كه ريشهء تمام بدبختىهاى آنهااست بيان مىدارد .
نخست مىفرمايد : آنها كسانى هستند كه به آيات پروردگارشان كافر شدند . آياتى كه چشم و گوش را بينا و شنوا مىكند ، آياتى كه پردههاى غرور را در هم مىدرد و چهرهء واقعيّت را در برابر انسان مجسم مىسازد و بالاخره آياتى كه نور است و روشنائى و آدمى را از ظلمت اوهام و پندارها بيرون آورده به سرزمين حقايق رهنمون مىگردد .
ديگر اين كه آنها بعد از فراموش كردن خدا به « معاد » و لقاء اللّه كافر گشتند . آرى ، تا ايمان به معاد در كنار ايمان به مبدأ قرار نگيرد و انسان احساس نكند كه قدرتى مراقب اعمال او است و همه را براى يك دادگاه بزرگ و دقيق و سختگير حفظ و نگهدارى مىكند ، روى اعمال خود حساب صحيحى نخواهد كرد و اصلاح نخواهد شد .
سپس اضافه مىكند : به خاطر همين كفر به مبدأ و معاد اعمالشان حبط و نابود شده است ، درست همانند خاكسترى در برابر يك طوفان عظيم است .
تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى) — صفحة 283
مساهمون: شيخ حسين انصاريان
ص٢٨٣