به خود اضافت كرد و فرمود :
فَاذا سَوَّيْتُهُ وَ نَفَخْتُ فيهِ مِنْ رُوحى فَقَعُوا لَهُ سَاجِديِنَ » « 1 »
پس چون او را درست و نيكو گردانم و از روح خود در او بدمم ، براى او سجده كنان بيفتيد .
و چند نوبت گفته شد كه روح اضافى اسامى بسيار دارد . عقل اول و قلم اعلى و روح اعظم و روح محمدى و مانند اين آمده است . اى درويش ! تا از مرتبهء بهايم و ازمرتبهء سباع و از مرتبهء شياطين و از مرتبهء ملائكه درنگذرد ، به مرتبهء انسانى نرسد و چون به مرتبهء انسانى رسد تا استعداد حاصل نكند به اين روح اضافى رسيدند ، بعضى در بيست سالگى و بعضى در سى سالگى ، و بعضى در چهل سالگى و بعضى در شصت سالگى رسيدند ، سال را اعتبار نيست ، به استعداد موقوف است ، هرگاه كه استعداد حاصل كردند به اين روح زنده شدند .
اى درويش ! اگر مىخواهى كه بدانى كه تودر كدام مرتبهاى ؟ بدان كه اگر مىخورى و مىخسبى و شهوت مىكنى و كارى ديگر نمىكنى و چيزى ديگر نمىطلبى از بهايمى .
و اگر با وجود آن كه مىخورى و مىخسبى و شهوت مىكنى و غضب مىكنى و با مردم جنگ مىكنى و آزار مىكنى از سباعى .
و اگر با وجود آن كه مىخورى و مىخسبى و شهوت مىكنى و مكر و حيلت مىانديشى و با مردم به مكر و حيلت زندگانى مىكنى و دروغ مىگويى از شياطينى .
و اگر مىخورى و مىخسبى و شهوت مىكنى و آزار نمىرسانى ، بلكه راحت مىرسانى و مكر و حيلت نمىكنى و دروغ نمىگويى بلكه با همه كس راست گفتار و راست كردارى از ملائكهاى .
هامش
( 1 ) - حجر ( 15 ) : 29 .