حضرت حق به داود نبى عليه السلام خطاب كرد :
قُلْ لِعِبادى : لَمْ اخْلُقْكُمْ لِارْبَحَ عَلَيْكُمْ وَلكِنْ لِتَرْبَحُوا عَلَىَّ . « 1 »
به بندگانم بگو ، من شما را از عالم خاك به جهان انسانيت نياوردهام تا سودى به من برسد ، بلكه شما آفريدم تا از من سود سرشار ابدى نصيب شما گردد .
عَبْدى خَلَقْتُ الْاشْياءَ لِاجْلِكَ وَ خَلَقْتُكَ لِاجْلى ، وَهَبْتُكَ الدُّنْيا بِالْاحْسانِ ، وَ الْآخِرَةَ بِالْإيمانِ . « 2 »
بندهء من ، اشيا را به خاطر تو آفريدم و تو را محض خودم به وجود آوردم ، دنيا را از باب احسان به تو بخشيدم و آخرت را از طريق ايمان به تو ارزانى داشتم .
در حديث ديگر : اى بندگانم ! نيافريدم تا كم را براى خود زياد كنم و در كنار آفريدهها از وحشت تنهايى درآيم ، يا از مخلوقات به خاطر ناتوانى كمك بگيرم ، تا براى خود سودى جلب كنم ، يا ضررى از خود دفع نمايم ، اگر تمام مخلوقات آسمانها و زمين بر طاعت و عبادت من اجتماع و اتفاق كنند و شب و روز خود را در بندگى بگذارند ، چيزى به من و سلطنت و ربوبيت من اضافه نمىكنند كه من منزّه و برتر از اين امورم . « 3 » در معارف اسلامى بر اين حقيقت ، زياد اصرار شده كه خود را بشناس و به اين معنا واقف شو كه از كجايى و از كيستى و در كجايى و به كجا مىروى و براى چه آفريده شدهاى و تو را چه مسئوليتى بر عهده است كه اگر به هر يك از اين مسائل جواب عملى داده شود ، راه گناه بسته گردد و راه صواب و ثواب باز شود ، فطرت شكفته گردد ، عقل به حركت آيد ، وجدان به نشاط گرايد ، آثار نبوت و امامت و قرآن در خزانهء وجود آدمى ظاهر شود و از انسان منبعى از ايمان و عمل صالح و حسنات
هامش
( 1 ) - ارشاد القلوب ، ديلمى : 1 / 110 ؛ شجرهء طوبى : 2 / 411 .
( 2 ) - كلمة اللّه : 169 .
( 3 ) - كلمة اللّه : 169 .