اخلاقى به وجود آيد .
گفتارى از شيخ عزيز نسفى
شيخ عزيز نسفى در كتاب « مقصد اقصى » ما را به مسائلى توجه مىدهد :
« بدان كه تا به اين جا كه گفته شد آدمى با ديگر حيوانات شريك است ، يعنى در اين سه روح :
روح نباتى و روح حيوانى و روح نفسانى ، از جهت آن كه جمله آدميان و جمله حيوانات اين سه روح را دارند و آدميان چيزهاى ديگر دارند كه حيوانات آن ندارند .
اول نطق است و آدميان كه ممتاز مىشوند از ديگر حيوانات در اول به اين نفس ناطقه ممتاز مىشوند و اين نفس ناطقه را هم عقل گويند و اين عقل است كه از معرفت خداى بى بهره و بى نصيب است و اين عقل است كه پادشاه روى زمين است و اين عقل است كه بر روى زمين آبها روان كند و مزرعهها ساز دهد و باغ و بستان پيدا كند و بر روى دريا كشتىها روانه كند و رخت به مشرق و به مغرب برد و رخت مغرب به مشرق كشد و مانند اين بسيار مىكند .
و آن عقل كه رسول صلى الله عليه و آله فرموده است كه :
الْعَقْلُ نُورُ الْقَلْبِ يُفَرَّقُ بِهِ بَيْنَ الْحَقِّ وَ الْباطِلِ . « 1 »
عقل نورى است در باطن كه با كمك او بين حق و باطل تميز داده مىشود .
آن عقل ديگرى است ، كار آن عقل عمارت جان و دل مىكند و عقل معاش عمارت آب و گل مىكند . و آدميان تا به روح انسانى نرسند به اين عقل كه حضرت رسول فرموده است ، نرسند .
و روح انسانى را روح اضافى گويند ، از جهت آن كه خداى تعالى روح انسانى را
هامش
( 1 ) - ارشاد القلوب ، ديلمى : 1 / 198 ؛ شرح نهج البلاغه ، ابن ابى الحديد : 20 / 40 .